السيد موسى الشبيري الزنجاني

2145

كتاب النكاح ( فارسى )

وضعيت خود اطّلاع دارند معلوم مىشود كه معلن بودن در ثبوت حكم دخيل است نه در اثبات . پاسخ : به نظر ما ، گاهى عنوانى كه موضوع براى حكمى قرار مىگيرد دليل بر اين نيست كه تكليف نيز متوجه همان عنوان است كه موضوع قرار گرفته است . چنانچه سابقاً ما اين مطلب را در آيه شريفه « و لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ » ذكر كرديم . بعضى در آن آيه شريفه گفته بوده‌اند كه وجوب استيذانى كه در اين آيه براى اطفال و صبيان ذكر شده ، مخصّص دليل « رفع القلم عن الصبى » است ، ما در آنجا گفتيم كه اين چنين نيست ، گاهى چيزى را كه موضوع حكم قرار مىدهند اين به آن معنا است كه تكليف ولىّ يا مالك آن را تعيين كند . و مثال مىزديم كه وقتى مىگويند « اسب شما نبايد وارد زمين و محصول ديگرى بشود » واضح است كه اسب تكليف ندارد پس معنايش اين است كه مالك مسئول است كه جلوى آن را بگيرد . در مسأله استيذان نيز مطلب از همين قرار است . صبى كه تكليف ندارد ، پس وظيفه ولىّ او است و خطاب آيه نيز به ولىّ است . در جواب از اشكال محل بحث نيز ما همين مطلب را مىخواهيم بگوييم كه ، درست است ، كه در صحيحه حلبى ، خطاب به زانيه معلنه و زانى معلن است ولى در حقيقت اين صحيحه خطابش با عفائفى است كه مىخواهند ازدواج نمايند ، به آنها مىگويد كه هيچ‌گاه با زن زانيه معلنه و مرد زانى معلن ازدواج نكنند و مخاطب ، زانى و زانيه معلن نيستند ، زيرا اصلًا زن و مردى كه ، علناً فاحشه خانه دارند هيچ‌گاه به سراغ اين نمىآيند كه حكم مسأله را بپرسند . پس به اهل عفت مىگويد ، شما به سراغ آنها نرويد و شاهدش نيز اين است كه در روايت مىفرمايد « الا ان تعرف منهما التوبة » « 1 » نمىفرمايد « الا ان يتوبا » پس خطاب به اهل عفت است كه با اينها ازدواج نكنند « 2 » . حال ، صدر روايت يعنى « لا تتزوج المرأة المعلنة » را معلوم بخوانيم يا

--> ( 1 ) استاد در بعضى از نسخ تهذيب و استبصار « الا ان يُعرف منها التوبة » با صيغه غايب دارد . ( 2 ) استاد « مدّ ظلّه » البته فرقى بين محل بحث و مثال صبى يا حيوان هست كه در مثل صبى و حيوان آنها تكليف ندارند و ليكن در بحث ما خود زانى و زانيه نيز تكليف دارند و خلاف شرع مرتكب شده‌اند .